مسئله ثنویت مربوط است به کیفیت توجیه بشر از هستی و جهان. فکر ثنوی در مقابل توحیدی است اعم از توحید ذاتی و افعالی.
تعظیم و تقدیس آتش مربوط به توحید در عبادت است. عبادت زرتشتیان از قدیم الایام در آتشکده و در پیشگاه آتش بوده است.
دکتر معین میگوید:
ایرانیان مسلمان زرتشتیان را از نظر تقدیس آتش، آتش پرست و آذر پرست خواندهاند در صورتی که آتش به منزله خدای ویژه یارب النوع نبوده است و در میان آریائیان پیش از ظهور زرتشت نیز آتش بوده، همان گونه که کعبه مورد ستایش مسلمانان است آتش نیز مورد توجه مزد سینا است:آتش در کمون کلیه موجودات به ودیعه نهاده شده منبع وجود و فعالیت افراد همین آتش است.آتش معنوی در نباتات و جمادات نیز ساری است.دکتر معین در گفتار خود دچار اشتباه شدهاند و شرک در عبادت را با شرک در خالقیت اشتباه کردهاند و خیال کردهاند.
پاسخ:
لازمه شرک در عبادت این است که آن چیزی که پرستش میشود و نظام آفرینش از نظر خلق کردن متعالی داشته باشد و چون زرتشتیان چنین مقامی قائل نبودهاند پس مشرک نبودهاند اگر چنین است پس اعراب جاهلیت نیز مشرک نبودهاند زیرا آنان نیز جز این که عملی که برای خدا صورت گیرد یعنی نماز و قربانی،برای بتها انجام میدادند کاری نمیکردند و آنها هرگز بتها را رب النوع مستقل نمیدانستند اشتباه دیگر ایشان این است که اگر چیزی وجودش خیلی مفید بوده مانعی ندارد بشر او را پرستش کند.
مقایسه تقدیس آتش با توجه حین نماز به سمت کعبه 19مقایسه غلطی است هیچ مسلمانی هر چند عامی باشد آنگاه که به سوی کعبه برای نماز میایستد در خاطرش تعظیم و تکریم کعبه خطور نمیکند. هرگز در دین اسلام کوچکترین اشارهای به این مطلب نیست که خداوند با کعبه و مسجد الحرام یک ارتباط خاص دارد.
قرآن صریحاً میفرماید:اینما تو لو فثم وجه الله و اگر کعبه بیت گفته میشود از آن جهت است که هر معبدی بیت الله است پس رو به کعبه ایستادن مبتنی بر یک حکمت و فلسفه اجتماعی است.آن حکمت این است که اولاً مسلمانان از لحاظ جهتی که در حین انجام عمل عبادت انتخاب میکنند یکی باشند ثانیاً نقطهای که برای وحدت انتخاب میکنند همانجا باشد که اولین بار در جهان برای پرستش خدای یگانه ساخته شد که این نوعی احترام به عبادت خدای یکتاست.
عبادت زرتشتیان به اقرار خودشان تقدیس خود آتش است. عبادت در قاموس معارف اسلامی مفهوم وسیعی دارد و هر نوع اطاعتی که از طاعت خدا سرچشمه نگیرد شرک محسوب میشود.البته این گونه شرک مراتب ضعیف شرک است و مستلزم خروج از اسلام نیست ولی اعمالی که به قصد « انشاء عبادت » و اظهار عبودیت انجام میگیرد برای غیر خدا جایز نیست و شرک است خصوع نسبت به چیزی اگر جنبة تقدیس پیدا کند عبادت است تقدیس دو گونه است:لفظی: که انسان با یک جمله معبود خود را تقدیس میکند دیگری تقدیس علمی است یعنی انسان عملی انشاء کند که مفهوم عمل قدوسیت موجودی است که آن عمل برای او صورت گرفت،اعمالی که در مقابل بت و آتش صورت میگیرد تقدیس پیدا میکند زیرا قصد تقدیس آنها صورت میگیرد و تقدیس یک موجود عبادت اوست.
منبع:خدمات متقابل اسلام و ایران؛مرتضی مطهری
+
نوشته شده در
86/03/30ساعت 15:14 توسط روشن
موضوع:دین
|
آیین زرتشت از نظر فقه اسلامی
اگر تاریخ و مدارک تاریخی را ملاک قرار دهیم و محتویات اسناد و مدارک تاریخی موجود را با موازین علم توحید بسنجیم نمیتوانیم آیین زرتشتی را آیین توحیدی بدانیم.
تئوری زرتشت درباره نظام خلقت طبق این مدارک و اسناد به نحوی است که فرضاً « انگرا مئنیو›› و آفریننده اهورا مزدا تلقی کنیم با توحید سازگار نیست.
اما اگر از زاویه فقه و حدیث و با ملاک خاص اسلامی که جنبه تعبدی دارد و حجت است بسنجیم مانعی نیست که آیین زرتشتی را یک آیین توحیدی بدانیم یعنی آیینی که در اصل و ریشه توحیدی بوده و همه شرکها از جمله ثنویت و آتش پرستی و غیره بدعتهایی است که بعدها به این آیین ملحق شده است.
اعتبار اسناد تاریخی اگر به مرحله یقین برسد کافی است که از نظر فقهی نیز ملاک قرار گیرد ولی چون غیر توحیدی بودن آیین زرتشتی به حسب اصل و ریشه مسلم نیست موازین فقهی ایجاب میکند که این آیین توحیدی تلقی شود.به همین دلیل در گذشته مسلمین آنها را در دنیا اهل کتاب آوردهاند اگر چه از نظر فقها همواره مورد اختلاف بوده است.و فقهای اسلامی ایرانی الاصل کمتر از دیگران نظر مخالف نداشتهاند.
+
نوشته شده در
86/03/30ساعت 15:10 توسط روشن
موضوع:دین
|
وداع با زرتشتی گری
تاریخ نویسان اسلامی خاندانهای چندی از ایرانیان را نام میبردند که تا قرنهای دوم و سوم و بلکه چهارم بر دین زرتشت بودند و در اجتماع مسلمانان محترم میزیستهاند؛ سپس این دین را ترک کردهاند.
افرادی مانند سامان جد اعلای سامانیان در قرن 2،قابوس جداعلای این خاندان در قرن 3 مهیار دیلمی شاعر معروف ایرانی در قرن4 اسلام آوردند.
مردم طبرستان و قسمتهای شمالی ایران تا 300 سال پس از هجرت هنوز دین جدید را نشناخته بودند و با دولت خلفا دشمنی میکردند.
کرمان در تمام مدت خلافت امویان زرتشتی ماندند و از روزگار استخری زرتشتیان فارس اکثریت را تشکیل میدادهاند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
86/03/30ساعت 15:6 توسط روشن
موضوع:دین
|