پیدایش نوروز
در ادبیات کهن زرتشتیان آمده است که خداوند، گیتی را در شش هنگام یا شش گاهنبار آفرید و هر گاهنبار پنج روز به طول انجامید و در هر گاهنبار یکی از پدیده های اهورامزدا که لازمه ی زندگی است آفریده شد. به این ترتیب که نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان، جانوران و در پایان گاهنبار ششم که پنج روز آخر هر سال است، انسان آفریده شد. زرتشتیان به پاس ارج نهادن به پیدایش انسان، جشن بزرگ نوروز را برپا داشتند.
زرتشتیان باور دارند که ده روز مانده به آغاز فروردین ماه هر سال فروهرهای درگذشتگان، به زمین فرود خواهند آمد، مدت ده شبانه روز میهمان فرزندان و نوادگان خود خواهند بود و در سپیده دم نخستین روز از ماه فروردین، به جایگاه مینوی خود باز خواهند گشت. بنابراین زرتشتیان برای شادی فروهرهای در گذشتگان خود، از ده روز قبل از نوروز آماده ی استقبال و پذیرائی از آنان خواهند شد. به این ترتیب که محل زندگی خود را پاک و تمیز می سازند، آتش می افروزند و کندر و چوب سندل بر آن می نهند، عود می سوزانند و در هوای پیرامون خود بوی خوش می پراکنند.
شیوه ی برگزاری نوروز
در شب پیش از نوروز، زمانی که تاریکی آخرین شب سال در برابر سپیده دم نخستین روز بهار، رنگ می بازد، با افروختن آتش بر بالای بلندی و یا بام خانه ها(البته امروزه تنها در روستاهای قدیمی چنین رسمی اجرا می شود) بازگشت فروهرها از زمین را بدرقه می کنند.
امروزه بیشتر خانواده های زرتشتی در یزد به ویژه خانواده های روستایی، همچون گذشته خوراکیهای سنتی نوروز را نیز تدارک می بینند، نمادهای سنتی را فراهم می آورند و بر سر سفره می چینند.
سبزه
وجودش در سفره نوروزی زرتشتیان جلوه ی ویژه ای دارد. زرتشتیان به آن «شِشَه» می گویند. دلیل وجود آن در سفره آن است که جان گرفتن دانه ها، تازه شدن زندگی را در بهار، یادآوری می کند. سبزه را زرتشتیان معمولا در بشقاب های بی لبه ی سه گانه ای که مخصوص کاشتن ششه است در زیر پرده ای از ماسه نرم می ریزند و آب می دهند تا سبز شود.
پنجه کوچک و بزرگ
ده روز مانده به نوروز، پنجه کوچک آغاز می شود و به مدت پنج شبانه روز ادامه می یابد. در این مدت خانه برای برگزاری جشن نوروز آماده می گردد. پنج روز پایان سال پنجه بزرگ نام دارد.
در بیشتر خانه ها به ویژه در روستاها، خویشاوندان و همسایه ها به ویژه بانوان زرتشتی در تدارک مراسم پنجه و نوروز و تهیه نان و خوراکی های سنتی به نوبت در هر خانه ای گرد می آیند و به یکدیگر کمک می کنند. برای گستردن سفره ی نوروزی علاوه بر نمادها و نان ساده از نان شیر، کماج شیرین،نان پیه پیاز، حلوای سن، حلوای شکر و ... نیز استفاده می شود.
جایگاه مراسم دینی
جایی که مراسم دینی در آن برپا می شود، جایی تمیز، روشن و جداگانه در خانه یا تالار عمومی است.جایگاه اجرای مراسم دینی در خانه های زرتشتیان یزد، در بخش ویژه ای از خانه است که به آن پِسکَمِ مَس می گویند.
پیش از گستردن سفره مراسم پنجه، پسکم مس را جارو می کنند و ابتدا آب، سپس محلول گِل سفید می پاشند. گل سفید نوعی گل معدنی است که در بیشتر مراسم مذهبی زرتشتیان به کار می رود. مقداری از آن را با دست بر زمین و دیوارهای پسکم می پاشند و بخشی از آن را نیز بر دیوارهای دو سوی در ورودی و دیوار روبروی در و کف زمین می پاشند تا نشان دهند در آن خانه یکی از سنت های دینی یا قومی در حال اجراست و از همه برای پذیرایی دعوت شده است. مابقی گل سفید را روی خشت خامی که در مراسم مذهبی مربوط به درگذشتگان بکار می رود می مالند و در جلوی پسکم قرار می دهند. در کنار این خشت، تاس روزین(نوعی کاسه) آب، کَلچه(ظرفی مسی یا آلومینیمی) محتوی مورد، آتشدان پرآتش، سینی پر از میوه با کاردی برای بریدن آنها، ششه و خوراکی های تهیه شده را با نظم می چینند.
سفره مراسم دینی
زرتشتیان برای هر جشن یا مراسم، سفره ای را در جای مناسبی از خانه یا مکانی مانند تالار آتشکده یا آدریان بر زمین می گسترانند. در بیشتر سفره ها نمادهایی از امشاسپندان(که فروزه هایی از خداوندند) وجود دارد. سفره از پارچه سفید و نشانه امشاسپند سپندارمذ است. این امشاسپند در نقش مادی خود نگهبان زمین است. آتش فروزان را که نماد اردیبهشت امشاسپند است در آتشدانی در کنار سفره می گذاردند و روی آن کندر و چوب سندل و ... می ریزند. یک تاس روزین به نشان شهریور امشاسپند و آب داخل آن را به نشان خرداد امشاسپند نیز در سفره می گذارند. جامی از شیر یا ظرفی از فرآورده های آن را هم به یاد وهمن امشاسپند بر سفره می نهند. سبزه نیز که نماد امرداد امشاسپند است.
در سفره مراسم، میوه ها و خوراکی های دیگر را به این سبب قرار می دهند که خوردن گونه ای از خوراکی از سفره به عنوان تبرک، یکی از رسوم کهن آریایی است.
در آئینی چون گاهنبار، موبد با آگاهی قبلی در مراسم حضور می یابد و رو به سوی خاور در کنار سفره می نشیند و نیایش اوستایی آفرینگان گاهنبار را می سراید باشندگان و اهل خانه نیز با او به ستایش پروردگار می پردازند.
آتش روی بام خانه
پسین روز پیش از آغاز سال نو، شاخه هایی از هیزم را که از پیش آماده کرده اند به پشت بام می برند. بانوی خانه افزون بر هیزم، تاس آب و بشقاب ششه و کلچه مورد و چراغ روغنی یا نفتی روشن و سینی میوه را هم با خود به بالای بام خانه می برد و همه اهل خانه نیز به همراه او به پشت بام می روند. زرتشتیان در پایان ده روز آخر سال بر بالای بام ها آتش می افروزند تا بدین گونه شادمانی خود را از آمدن فروهر نیاکان خود نشان دهند و نیز آرزوی خود را برای بازگشت آنان در سال آینده ابراز دارند. با آغاز سپیده دم ، موبد آتشکده محل، با به صدا درآوردن زنگ آتشکده و روشن کردن هیزم بر بالای بام آن آغاز بازگشت فروهرها از زمین و نیز آغاز نخستین روز سال نو را گزارش می دهد، در این هنگام، همه خانواده ها هیزم ها را بر بالای بام خانه های خود روشن می کنند و به این ترتیب، نوروز با شادی و نور و نیایش آغاز می شود.
سفره نوروزی
پیش از تحویل سال نو باید سفره نوروزی آماده شود. در سفره نوروزی علاوه بر نمادهای امشاسپندان، میوه، کماج شیرین، نان شیر و چند نمونه شیرینی خانگی نیز وجود دارد. کتاب اوستا یا گات ها را نیز در کنار آینه و گلدان پر از گلاب می گذارند. چراغ روشن که نماد فروغ ایزدی و یادآور نیک اندیشی و راستی است نیز در سفره وجود دارد. چند تخم مرغ ساده و رنگ کرده را هم که نماد باروری می دانند بر روی سفره قرار می دهند. کاسه ای شامل چد خشکبار ترش مانند برگه، آلوچه و زرشک را که پیش تر در آب خیسانده اند نیز در سفره می گذارند. به علاوه مقداری پسته، فندق، بادام و... را نیز در کیسه ای که به همین منظور تهیه و گلدوزی شده می ریزند و سر سفره می گذارند. همچنین ظرفی از نقل، میوه بخصوص انار و مقداری سبزی خوردن و پنیر و چند برگ کاهو هم سفره نوروزی را زینت می بخشد.
هفت سین
در سفره نوروزی هفت سین نیز فراهم می شود. عدد هفت یکی از عددهای ورجاوند و گزیده است که یادآور اهورامزدا و شش فروزه امشاسپندان است. گروهی بر این باورند که در زمان ساسانیان، بشقاب های نقش دار بسیار زیبایی را از سرزمین چین به ایران آورده اند که به تدریج به نام آن سرزمین «چینی» نام گرفته اند که بعدها به «سینی»تبدیل شده است. و «هفت چینی» به «هفت سینی» و بعدها به «هفت سین» تبدیل شده است. گروهی دیگر بر این باورند که در زمانهای پیشین «هفت شین» را بر سر سفره می گذاشته اند مانند: شیر، شکر، شیرینی، شربت و... گروهی معتقدند ابتدا «هفت چین» بوده است به معنی هفت نوع چیدنی از درخت...
تحویل سال
پیش از آغاز سال نو، همه اهل خانه، سر و تن خود را می شویند، لباسهای نو می پوشند و گرد سفره می نشینند. چند دقیقه مانده به تحویل سال، با اشاره پدر خانواده همه با هم سروده هایی از اوستا را می خوانند.
به هنگام نوشدن سال، نخست، بانوی خانه آینه و گلاب پاش را از سفره برمی دارد و گلاب را در دست هر یک از هموندان خانه می ریزد و هم زمان آینه را روبروی چهره آنان می گیرد تا روی خود را ببینند. وی این کار را از سالخورده ترین فرد خانواده شروع می کند و ضمن این کار نوروز را به هر کدام از آنها شادباش می گوید. آنگاه پذیرایی با نقل و شیرینی آغاز می گردد. پدر خانواده نیز به افراد سکه (نقره) یا اسکناس نو عیدی می دهد.
نیایش روز اول فروردین (اورمزد و فروردین)
نیایش زرتشتیان در پنج گاه در طول شبنه روز انجام می شود و بایسته است که در مقابل هرگونه روشنایی انجام پذیرد ولی بیشتر خانواده های زرتشتی ترجیح می دهندکه نیایش روز اول فروردین را در کنار آتشکده یا یک نیایش گاه محلی به صورت همگانی انجام دهند.
دیدو بازدید نوروزی
دید و بازدید نوروزی تا بیست و یکم فروردین ادامه می یابد زیرا در باور زرتشتیان عدد بیست و یک یکی از اعداد ورجاوند است و نماینده تعداد واژه های سرود «یتااهو» و بیست و یک بخش اوستاست.
زادروز اشوزرتشت
روز ششم از ماه فروردین، «خورداد» نام دارد. در این روز پیامبر ایرانی از مادر زاده شده و در سن سی سالگی در همین روز به پیامبری برگزیده شده است. با همین انگیزه و پی آمدهای سرنوشت ساز دیگری که در تاریخ ایران در این روز به وقوع پیوسته است، زرتشتیان این روز را جشن می گیرند. آنها در این روز به آدریان محل زندگی خود می روند، با تهیه آش رشته و سیرگ و دیگر خوراکهای سنتی و اجرای مراسم جشن خوانی این روز را گرامی می دارند.
جشن خوانی
جشن از واژه اوستایی یسنا به معنی ستایش کردن گرفته شده. برای تدارک سفره جشن خوانی از چند روز قبل، لرک را که آجیل ویژه جشن ها و مراسم دینی است، آماده می کنند. لرک مخلوطی است از پسته، مغز بادام، مغز گردو، فندق، کشمش سبز، آب نبات، قیسی، خلال نارگیل، خرماو... که با هم در سینی می ریزند و بر سفره می گذارند تا در پایان جشن بین افراد تقسیم شود.
دو نفر موبد مراسم جشن خوانی را اجرا می کنند که زوت و راسپی نامیده می شوند. آنان لباس سفید بر تن می کنند و کلاه سفید بر سر می گذارند و دستمال سفیدی بنام پنام، در جلوی بینی و دهان بسته اند و روبروی هم در دو سوی سفره می ایستند و مراسم را با سرودن بخش هایی از اوستا آغاز می کنند.
سیزده نوروز
سیزدهمین روز از ماه فروردین، تیر یا تشتر نام دارد. ایزد تیر یا تشتر، ایزد باران است. در باور پیشینیان پیش از اشوزرتشت، برای اینکه ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد، باید مردمان در نیایش روز تیر، از این ایزد یاد کنند، به دشت و صحرا و کنار چشمه ها و جویبارها بروند و آرزوی باریدن باران را از خداوند داشته باشند.
روزهای نَبُر
روزه گرفتن و نخوردن خوراک در میان زرتشتیان معمول نیست و به جای آن در روزهای خاصی ازهر ماه از خوردن خوراکهای گوشتی پرهیز می کنند. روزهای نبر عبارتند از: وهمن، ماه، گوش و رام. این عمل باعث حفظ بقای حیوانات شده و برای سلامتی انسان نیز مفید است.(روز قبل و بعد از سیزده بدر نیز از روزهای نبر می باشند)
آیین سدره پوشی
سدره پوشی مراسمی است ملی که پیشینیان در نقاط مختلف به آن می پرداخته اند و نوجوانان خود را در سنین بلوغ مزین به لباس و کمربندی ویژه می کرده اند و آن را نماد پاکی و شجاعت می دانسته اند. این اعتقاد بعدها در زرتشتیان نیز رواج می یابد.
سدره پیراهنی سفید و گشاد از جنس پنبه و دارای آستین کوتاه و بدون یقه است که آن را در زیر لباس بر تن می کنند تا هواره پاکی و فروتنی را به یاد داشته باشند.
کشتی بندی سفیدرنگ از جنس پشم گوسفند است. آن را سه دور به روی سدره بر کمر می بندند. بستن کشتی بر کمر، نشان داشتن کمربندی است در جهت گسترش راستی و مبارزه با دروغ و کژاندیشی.
جشن سدره پوشی در خانه یا تالار آدریان یا در یک نیایشگاه و گاهی بصورت همگانی برگزار می شود.
پرسه همگانی
زرتشتیان پرسه همگانی را به یاد روان فروهرهای درگذشتگان برپا می دارند. در باور آنان در این روز گروه زیادی از ایرانیان باستان در راه پاسداری از ارزش های دینی و میهنی خود، جان خویش را فدا کرده اند. از این روی در نخستین روز از تیرماه و روز اورمزد از ماه اسفند برابر با ۲۵ اسفند هر سال مراسم پرسه همگانی برگزار می گردد.
در این روز زرتشتیان به آدریان محل زندگی خود می روند و بانوان زرتشتی شاخه هایی از برگ سبز مورد یا شمشاد، مقداری عود یا کندر یا چوب سندل با خود می آورند و در کنار سفره پرسه می گذارند.
در این مراسم زرتشتیان پس از گوش سپردن به موبدان که بخشی از گات ها را می خوانند به آرامگاه می روند و به روان درگذشتگان درود می فرستند.
مراسم شب چله
ایرانیان باستان که به آئین مهر باور داشتند، ایزد مهر یا میترا را خداوند خورشید می دانستند بنابراین در بلندترین شب سال پیروزی این ایزد را بر دیو تاریکی جشن می گرفتند.(شب یلدا بلندترین شب سال است، روزهای پس از این شب طولانی تر شده و شب ها کوتاهتر می شوند، پیشینیان آن را نمادی از پیروزی مهر بر تاریکی می دانسته اند) در این شب ایرانیان گردهم آمده و شادی می کردند. و با این شیوه به پیشباز چله بزرگ می رفتند که از فردای آن شروع می شد. چله ای که تا جشن سده یعنی چهل روز دیگر ادامه داشت.
پس از آن چله کوچک آغاز می شد، یعنی سرمای زمستان کاهش می یافت. چله کوچک از روز پس از جشن سده شروع می شد و تا روز بیستم اسفندماه ادامه داشت.
زرتشتیان امروز نیز در شب یلدا گردهم می آیند و میوه هایی مانند خربزه، سیب، به، انگور و به ویژه هندوانه و انار را که رنگ سرخ دارند تهیه می کنند. رنگ سرخ رنگ رفتن و فراز آمدن روشنایی در غروب آفتاب و سپیده دمان است که در آیین مهر جایگاه ویژه ای دارد. در بین میوه ها هندوانه از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا بعضی از زرتشتیان معتقدند اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش خواهند داشت، سرما و بیماری بر آنها اثر نخواهد کرد.
زرتشتیان این شب را به شادی و سرور می گذرانند و گاهی آن را به سپیده دم می رسانند تا زایش نور را از پس تاریکی شبی سرد مشاهده کنند.
روز درگذشت اشوزرتشت
زرتشتیان برای پاسداری از ارزشهای نیک آموزش های پیامبرشان در سالروز کشته شدن او توسط سپاه توران (روز خور از ماه دی برابر با پنج دی ماه ) به آدریان ها رفته و به نیایش پروردگار می پردازند. در این روز زرتشتیان با نان تنوری و آش خیرات و خوراکی هایی را که از قبل آماده کرده اند، از میهمانان پذیرایی می کنند. امروزه در شهرهای بزرگ، گردهمایی در تالار آدریان ها برپا گشته و برنامه های فرهنگی جهت شناسایی شخصیت پیامبر ایرانی برگزار می شود.
جشنهای مذهبی زرتشتیان
جشن و جشنواره از ویژگیهای کیش زرتشتی است. در این کیش، وظیفه شاد بودن و نشاط داشتن، از واجبات دینی است. در آیین زرتشتی، روزه گرفتن مرسوم نیست، زیرا بر طبق اصول آن، گرسنگی نیز مانند اندوه، از وجوه مشخصه اهریمن است، پس تمام جشنهای دینی همراه با ضیافت و سرود و پایکوبی و بسیاری از آداب و رسوم لطیف دیگر است. نیایش گروهی از کارهایی است که انجام آن در این جشنها واجب است و نیایشگر نه تنها باید از ته دل پاک شده باشد، بلکه باید از نظر ظاهری و جسمی نیز پاک و تمیز باشد. به طور کلی زرتشتیان برپا کردن جشن را امری ثواب میدانستهاند، اما 7 جشن بوده که همواره برپایی آنها جزو واجبات دینی بوده است. این جشنها عبارت بودند از 6 جشن که در روزگار ساسانیان به نام گاهنبار شناخته میشدند که گفته شده خود زرتشت آنها را بنیانگذاری کرده است. جشن هفتم، جشن نوروز است که راهنمای سال نو بوده است. نوروز، اوج جشنهای هفتگانه بوده که مستقیماً با زیربنای آموزههای زرتشت درباره 7 آفرینش و 7 امشاسپندان (متولیان 7 خلقت کیهان) مربوط میشود. ساختار سال عبادی زرتشتی با این 7 جشن بنا شده و مراد از ایجاد آن، کمک به نقش بستن آموزههای زرتشتی در ذهن پیروان این کیش بوده است. جشنهای مربوط به گاهنبارها در آغاز، نیمه و یا پایان هر فصل برگزار میشود. گاهنبارهای ششگانه عبارتاند از: میدیو زرمگاه: آفرینش آسمان (نیمه بهار، اردیبهشت ماه) میدیو شهمگاه: آفرینش آب (نیمه تابستان، تیرماه) پیتی شهمگاه: آفرینش زمین (پایان تابستان، شهریور ماه) ایا سرمگاه: آفرینش گیاهان (اول پاییز، مهر ماه) مید یارمگاه: آفرینش جانوران (نیمه زمستان، دی ماه) همس پت میدیمگاه: آفرینش انسان (پایان زمستان، اسفند ماه) گاهنبارها 6 چهره دارند و هر چهره 5 روز طول میکشد و جمعاً 30 روز سال به 6 گاهنبار اختصاص دارد
جشنها و آیینها
جشن بهاربُد
و روز پیامآوری زرتشت
نفود دین زرتشتی در ادیان دیگر
پژوهشگران و متخصصان درزمینه ادیان تطبیقی تاکید دارند که مدهب زرتشتی که مدهب رسمی و مسلط و درعین حال دارای تسامح برای بیش از 1000 سال بوده، نفود بسیار عمیقی بر دیگر ادیان و مداهب درملل و کشورهای همجوار خود داشته است. این ادیان طیف وسیعی از هندوییسم و بودیسم گرفته تا ادیان سامی همانند یهود، مسیحیت و اسلام را در بر می گیرد.
دردوره کورش کبیر که خود از پیروان زرتشت بود، روابط بسیار نزدیکی میان آیین زرتشتی و مردمان بابل برقرار شد که طی آن کورش کبیر درسال 539 پیش از میلادف یهودیان را ا ز اسارت آزاد کرد. از آن هنگام تاکنون ایران بهشت یهودیان تبعید شده از وطن و نیز مسیحیانی بود که به سبب آیین خود، در سززمین روم در رنج و شکنجه بودند.
چند نکته تاریخی
-نخستین اعلامیه حقوق بشر کوروش کبیر که تاکنون در سرتاسر جهان شناخته شده توسط کوروش کبیر پادشاه ایران در حدود 2500 سال پیش اعلام شده است.
-هنگامی که برده داری یک هنحار و رسم عادی و پدیرفته شده در بسیاری از حوامع جهان بود، در سرزمین ایران باستان نه تنها برده داری ممنوع بود بلکه به هر کارگر ایرانی یا خارجی و نیز برای هر زن کارگر دستمرد پرداخت می شد و زنان کارگر برای ادای وظایف مادری نیز از حق مرخصی برخوردار بودند.
- در آیین زرتشتی زنان و مردان دارای حقوق برابر بودند و زنان حتی به مقامات بالای نظامی و حتی حکومت و کشورداری نیز دست می یافتند.
مراکز اینترنتی:
ايران،سرزمين اساتير سيستان،جايگاه زرتشت پيامبر
خاستگاه قيام يعقوب ليث صفاري
از گذشته هاي دور تاكنون ، افتخار باليدن به استوره ها و قهرمانان حماسي در جوامع بشري هميشه و در همه حال اصلي جدائي ناپذير از تمدنها و فرهنگهاي ملل و اقوام گوناگون است. پيداست كه اين نگرش وامدار فطرت بشري است و ادمي از همان هنگام كه تمدن يافت به گونه اي فطري به استوره ها دست يافت تا به نوعي كاستيهاي فيزيكي و ضعفهاي دروني خود را جبران كند. به واسطه انها به توانائيهايش ، فراتر از انچه در خود داشت برسد و براي دوري از ضعفهايش از اين قهرمانان خيالي بهره هاي فراوان ببرد و گاه پا را فراتر بنهد و در روحياتش احساس نزديكي به ان اُسوه ها و يا اُعجوبه هاي اساطيري ايجاد كند. اين روند ادامه يافت تا در سايه ظهور دينهاي بزرگ اسماني از بين رفت و در بسياري از جهات اديان اسماني به استوره ها جهتي مردمي تر و هدفمنددارتر ارائه كردند. مانند داستانهاي حماسي شاهنامه كه در اين اثر شكوهمند قهرمانان و پهلوانان از ايزد يكتا(اهورامزدا)براي غلبه بر ديوان و اهريمنان ياري مي جويند.
چارشنبهسوری
رضا مرادی غیاث آبادی
گزیدهای از پرسش و پاسخ با این نگارنده در نشستهای سخنرانی هفتگی در بنیاد فرهنگی جمشید، بازنویسی از روی نوار به كوشش خانم زهره بیگی
قدمت چارشنبهسوری چقدر است و آیا درست است كه چون در ایران باستان ایام هفته وجود نداشته و زرتشتیان هم این رسم را برگزار نمیكنند، پس سنتی جدید است؟
اگر تاریخ و مدارک تاریخی را ملاک قرار دهیم و محتویات اسناد و مدارک تاریخی موجود را با موازین علم توحید بسنجیم نمیتوانیم آیین زرتشتی را آیین توحیدی بدانیم.
تئوری زرتشت درباره نظام خلقت طبق این مدارک و اسناد به نحوی است که فرضاً « انگرا مئنیو›› و آفریننده اهورا مزدا تلقی کنیم با توحید سازگار نیست.
اما اگر از زاویه فقه و حدیث و با ملاک خاص اسلامی که جنبه تعبدی دارد و حجت است بسنجیم مانعی نیست که آیین زرتشتی را یک آیین توحیدی بدانیم یعنی آیینی که در اصل و ریشه توحیدی بوده و همه شرکها از جمله ثنویت و آتش پرستی و غیره بدعتهایی است که بعدها به این آیین ملحق شده است.
اعتبار اسناد تاریخی اگر به مرحله یقین برسد کافی است که از نظر فقهی نیز ملاک قرار گیرد ولی چون غیر توحیدی بودن آیین زرتشتی به حسب اصل و ریشه مسلم نیست موازین فقهی ایجاب میکند که این آیین توحیدی تلقی شود.به همین دلیل در گذشته مسلمین آنها را در دنیا اهل کتاب آوردهاند اگر چه از نظر فقها همواره مورد اختلاف بوده است.و فقهای اسلامی ایرانی الاصل کمتر از دیگران نظر مخالف نداشتهاند.
گئوش تشن پايه برنامه زندگي مي باشد كه از دو راه، برنامه زندگي را به ما نشان مي دهد:
1) از راه بهداشت و تندرستي
2) از راه آبادي جهان و نيكونگاه داشتن زمين و بهره مند شدن از بخشايش (نعمت هاي) آن
برنامه تندرستي اين است كه آدمي از راه كار كردن و بهداشت و ورزش و پاكي و پاكيزگي، اندام خود را نيكو نگاه دارد و بكوشد تا هميشه تندرست باشند و زياد زندگي كند. پيكر زيبا و رسا، در اوستا بسيار ستوده شده و پسنديده مي باشد و مردم هم از آن، خوششان مي آيد.
بنابر برنامه ي آبادي جهان، آمده است كه آدم هميشه در كار و كوشش باشد و زمين را آباد سازد و راهي پيش گيرد كه ارزش داشته باشد و به مردم سود برساند و كاري كند كه آبرومندانه زندگي را به سر برد و نام نيك از خود به جاي گذارد.
زندگي اين جهاني كه پرورشگاه آدمي و ديگر آفريدگان است، بسيار ارزش دارد و در بخشهاي گوناگون اوستا، زياد ستوده شده است آدمي نبايد از اين جهان، چشم پوشي كند و در انديشه پيشرفت و سربلندي نباشد. بدين سان در هات يكم گاتاها به انسان يادآوري شده است كه هر زرتشتي بايد ارزش بدن خود را بداند و آن را خوب نگاهداري كرده و همچنين ارزش اين جهان و اين زمين را كه پرورشگاه و جاي خانه و زندگي اوست ، بداند و در انديشه آباد كردن آن باشد تا هم خود از آن بهره مند شود و هم براي آيندگان و فرزندان كشور، سرزمين آباد و خوش و خرم بگذارد و با اين روش، روي زمين بهشت برين گردد و آيندگان ، از نتيجه شايستگي و كار و كوشش گذشتگان خود، در آسايش باشند.

در دین زرتشت گل نیلوفر(لوتوس) سمبل اهورا مزداست. سمبل انسانی اهورا مزدا نیم تنه ی مردی است که شاخه ای از گل لوتوس را در میان انگشتان خود گرفته است. زرتشتیان بر این باورند که نیلوفر آبی جایگاه نگهداری فر زرتشت بوده که در آب نگهداری می شده.
در جلسه ای که امروز برای هماهنگی و جمع بندی اطلاعات تشکیل شد، برای تقسیم بندی مطالب گروههایی به شرح زیر تعیین گردید:
۱. دین : اندیشه ی دینی
مراسم (مذهبی/قومی)
۲. زرتشتیان در تاریخ: آثار به جا مانده (بناها)
آثار به یاد مانده (شخصیت ها)
۳. زرتشتیان در پهنه ی ایران و جهان
۴. زرتشتیان امروز: مراکز مذهبی (در تهران، یزد، کرمان، هندوستان و ...)
باورهای عامیانه
مراکز کسب اطلاعات
توضیحات:
خانم پورطاهریان مسوولیت گروه ۱ را عهده دار شدند، آقای خسروی زاد گروه ۲، خانم اسدنیا مراکز مذهبی، و من هم باورهای عامیانه و مراکز کسب اطلاعات.
جلسه ی بعدی گروه، شنبه ی آینده ساعت ۴ خواهد بود.
| وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان | |
|
|
نویسنده: توران شهریاری![]() بی شک وضع اجتماعی زن در هیچ دوره و تاریخی از وضع عمومی آن جامعه مجزا نیست. لذا در مورد وضع اجتماعی و حقوقی زن در ایران باستان از قدیم ترین ادوار تا پایان ساسانیان را باید مورد مطالعه قرار داد. بدون تردید سرزمین ایران یکی از قدیمی ترین و کهن ترین مراکز زندگی بشر بوده است
و اسناد و مدارک در مورد شناسایی وضع زن و همچنین مرد چه در ایران و چه در جاهای دیگر بسیار نارسا و ناچیز است. به طور کلی بررسی نخستین جوامع بشر و ملت ها و اقوام گوناگون فقط به وسیله آثار و وسایل مکشوفه و آنچه از زندگی بشر این دوره به جا مانده امکان پذیر و قابل بررسی است. |
هنگامى كه چند قرن بر ورود آرياييان به ايران گذشت اين قوم اندك اندك به شهر نشينى روى آوردند و اين مساءله در جهان بينى ايشان تاءثير گذاشت .
در آن روزگار انسان اصلاح گرى بر خاست و آرياييان را كه خواستار ترك خرافات قديم بودند، به آيين تازه اى دعوت كرد و آيين مغان را برانداخت . اين پيامبر مصلح كه خود را فرستاده خداى خوبى و روشنايى معرفى مى كرد، زردشت نام داشت . وى مدعى بود آيين خود را از آهورمزدا دريافت كرده تا جهان را از تيرگيها پاك كند و آن را به سوى نيكى و روشنايى رهنمون شود.
...در گاتها آنچه هست پيكار بين سپنتا من و اهرمن است كه "سپنتا " به معني پاك و سازنده است و" انگره " به معني زشت و ويرانگر و "من " كه درواژه هاي دشمن و بهمن بجا مانده به معناي انديشه ناپاك و ويرانگر ، نه جنگ بين اهورا مزدا و اهريمن يا ثنويتي كه برخي به آن معتقدند.
